|
من به در گفتم ولیکن بشنوند ...... نکته ها را مو به مو دیـــــوارها
|
كسي كه حب جاه قلبش را فرا گيرد همتش منحصر به مراعات خلق مي شود و ديوانه دوستي با آنان مي گردد و به ريا و سمعه و نفاق و سازشكاري در امر به معروف و نهي از منكر و امثال آن دچار مي شود.
اين روزها علاوه بر رقباي سابق داخلي و دشمنان خارجي، غالب هم مسلكان و هم فكران و ياران محمود نيز اورا تنها گذاشته اند و حلقه ياران باقيمانده دور اورا هم جريان انحراف مي خوانند. آنهايي كه گريبان خود را براي وي چاك مي كردند امروز به هر بهانه اي اورا متهم مي كنند. آنهايي كه روزي بستر اطلاعاتي دولت براي معرفي خدمات بودند، امروز حتي چشم بر استقبال مردمي در سفرهاي استاني مي بندند و ناشيانه تصاويري را گزينش مي كنند كه حمايت مردمي از دولت را از مسئلهاي عيني به امري انتزاعي تبديل كنند تا به زعم خود شايد خاطرات روزهاي پرشور استقبال مردمي را از اذهان بزدايند. آنهايي كه در زمان كردانيزه كردن دولت در كنار محمود مي ايستادند و در روزنامه ها و سايتهاشان تمام قد از احمدي نژاد حمايت مي كردند، امروز دنبال لكه كوچكي حتي به وهم و خيال مي گردند تا در جنجال رسانه اي اتهامي به رئيس جمهور يا كابينه مطرح كنند و مثل هميشه هيچگاه ثابت نكنند. گويا آنها هم در اين سالها آموخته اند كه براي اتهام زدن و ثابت نكردن تعقيبي نيست. آنهايي كه روزي از رهبري هزينه مي كردند براي محمود ، امروز هم باز از رهبري هزينه مي كنند براي مقابله با محمود؛
اما ماجرا چيست و از كجا آغاز شد؟ اين مطلب نه
در پي تبرئه كردن احمدي نژاد از خطاها و بي تدبيريهاي مورد اشاره رهبري و نه در پي
مظلوم نمايي دولت و يارانش است، بلكه فقط يك نما از روند دشمن سازي دولت خدمتگذار
است. دولتي كه روزهاي اول انقدر تنها نبود.
شايد ماجرا از آن روزي آغاز شد كه احمدي نژاد و حلقه يارانش در اعتراض به ساختارهاي در هم تنيده مديريت كشوري و سهم خواهي احزاب و گروه هاي سياسي قصد ميدان كردند و با زنده كردن شعارهاي انقلاب و جريان بخشي به گفتمان امام پا به عرصه سياست گذاشتند تا قطار حركت نظام و انقلاب را به خط و ريل اصلي خود بازگردانند. آن روزها تمام ياران و حلقه گرد احمدي نژاد با او هم راي بوده و در پي تغيير بدنه اجرايي و به زعم خود تصفيه تكنوكرات ها، محافظه كاران، تجدد طلبان و ... از بدنه انقلاب و كوتاه كردن دست رانت خواران بودند. آن روز احمدي نژاد و يارانش مخالف هر نوع سهم خواهي و رانت خواري بودند و با تمام قوا در مقابل گروه ها و جريانات سياسي سهم خواه مي ايستادند.
اين ماجرا تا آنجا ادامه پيدا گرد كه فاتحان انتخابات 84 كم كم خود در گير سهم خواهي و غنيمت طلبي شدند. ياران احمدي نژاد در گذر ايام يك به يك يا گروه به گروه در پي غنيمت و سهم خود به پا خواستند. يكي وزارت خانه خواست، ديگري امتياز، ديگري سهم و ... . و در اين ميان احمدي نژاد بر عهد خود كه شكستن ساختارها و حلقه هاي صلب قدرت و مبارزه با سهم خواهي مسئولين كه بجا مانده از دولت هاي قبلي بود ايستاده بود، حتي در مقابل سهم خواهي يارانش نيز مقاومت مي كرد. آنهايي كه هم پيمان و هم قسم بودند يك به يك از گرد او رها شدند و روند اتهام زني و تحقير و تخريب كه قبل ترها بابش گشوده شده بود، قوت يافت. و براستي براي نفي و رد خدمات دولت و اتهام زني و تشويش اذهان، چه كسي تواناتر از اويي كه به عمق استراتژيك و جريان اطلاعاتي دولت دسترسي داشته؟
البته نبايد اين نكته مغفول واقع شود كه خطاي احمدي نژاد نيز فاصله از بدنه نخبگاني و اكتفا به بدنه انقلابي گرد خود بود. چراكه آنهايي كه 8 سال قبل تر انقلابي محسوب مي شدند، امروز يا ديپلماتند و يا نخبه؛ و به جريان نخبگانِ محروم از سهام و رانت و پست و مقام افزوده شده اند.
اين دو عامل در كنار هم، فضا را تا آنجا پيش برده كه دولت، علاوه بر از دست دادن ياران، جريانات و حاميان ديروز، عملا نهاد هاي انقلابي و حكومتي را نيز از دست داده و به تنهايي در ميدان سياست مي تازد. همانهايي كه تا ديروز دولت خدمتگذار شاه بيت خبرها و تحليل هاي سايت و روزنامه شان بود، امروز جريان احرافي را براي نخ اتصال تسبيح خبريشان برگزيده اند و آنهايي كه اين دولت را دولتي ولايي ميناميدند امروز بر كوس مقابله دولت با رهبري مي كوبند و هيزم آتشي شده اند كه دشمنان خارجي براي ما افروخته اند. گويا اين روزها همه آتش تهيه را از يك زاغه ميگيرند و همه ديده بانان دولت را براي زدن گرا مي دهند.
اما در اين بين نبايد فراموش كرد كه اين احمدي نژادِ تنها كه امروز جمع زيادي از نخبگان از گرد او رميده اند و هركس به نحوي وي و دولتش را تخريب مي كند، از چنان بدنه مردمي و توده اي برخوردار است كه عملا جمع كثيري از كانديداهاي احتمالي انتخابات 92 را به محاق مي برد. تا آنجا كه تخريب ها و تهديدها و بداخلاقي ها نه تنها پاياني نيافته بلكه روز به روز افزون مي شود. اين داستان تا آنجا ادامه مي يابد كه امروز حتي دعواي برخي بر سر پرچمداري پرچميست كه احمدي نژاد به پا كرد و هركسي سعي در مصادره جريان سوم تير براي خود را دارد. در اين بين دشمنان قديمي تر محمود نيز جسته و گريخته و اخلاقيتر از ياران سابق محمود به كار خود ادامه مي دهند.___________________________________________________________
پ ن : وقتي ماموريت رسانه ها زدن محمود است ...
پ ن 1 : اين روزها عجيب كسل شده ام !!
فاني نوشت : الهي و ربي رضا برضاك
در خبرها آورده اند كه دشمن_همو كه به دشمني مي پردازد_ در سري گامهاي مبارزه فرهنگي_يا ضد فرهنگي خود_در برنامه هاي ماهواره اي فارسي زبان خود، سعي در القا اين مطلب دارد كه خودرو شخصي كمثل حرز مي باشد.
واژه حرز در لغت به معنی « طلسم ، پناه و ستر» آمده است. در « منتهی الارب» گفته است: « احرزه یعنی چیزی را در محلی استوار نهاد» در همان کتاب می گوید: « حرز به کسر ، جمعش احراز یعنی جای استوار، و احراز بمعنی نگاه داشت آنرا» ابن اثیر در نهایه می گوید:« احرزت الشی احرزه ، احراز، اذا حفظته و ضممته الیک و صنته عن الاخذ»؛ در تعریف حرز مشهور گفته اند: « حرز مکان مغلق یا مقفلی است، یعنی مکانی که از چشم اشخاص مخفی باشد.» در مقابل این نظریه ، نظریه شیخ طوسی (ره) است. در واقع تعریف شیخ از حرز تعریف حقوقی است. یعنی هر جایی که شخصی در ورود به آن مأذون نباشد، حرز است.
بگذريم از تعاريف ديگر؛ همين اندك هم كه رفت براي آشنايي با معناي لغوي و اصلاحي كلمه حرز بود.
اما هدف دشمن از حرز خواندن خودرو چيست؟ اينكه كشف حجاب در خودرو امري حقوقي و فقهي دانسته شود و اين تنها گوشهاي از طرح و برنامه حيا گريزي و عفت ستيزي در نقشه جامع تهاجم فرهنگي است. برنامه اي كه در سازوكار فرهنگي ما حول محور حجاب تعريف مي گردد.
و البته سوال اينجاست كه در صورت بروز كشف حجاب در خودرو _ كه هم اكنون نيز كم بروز نكرده_ عملكرد دستگاه انتظامي و دستگاه قضا نسبت به كنترل اين رخداد چگونه خواهد بود؟
البته بارها شنيده ايم كه گسترش حجاب به عنوان يك فرهنگ و جلوگيري از بسط بدحجابي و بيحجابي، سازكار عملياتي متناسبي را ميطلبد كه قاعدتا از جنس فرهنگ مي باشد و اين فرهنگسازي رافع برخوردهاي تنبيهي و قهري با متخلفين نيست، اما سوال اينجاست كه آيا تعريف صحيحي براي تخلف در حوزه پوشش صورت گرفته است؟
و سوال اصلي اينجاست كه در حوزه فعاليت فرهنگي چه دستاوردهايي داشته ايم؟
سوالي كه متوليان فرهنگ بايد بدان پاسخ دهند. متولياني كه اين روزها عجيب سياسي شده اند و سرگرم انتخابات؛ و فرهنگ كه مغفول مانده در بين نامه هاي دعوت از فلاني و فلاني براي شركت در انتخابات ...
2. سال بر مخاطبين نو ...
3. بدون شرح :
رهبر انقلاب(1 فروردین 92): آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد.
رهبر انقلاب شش ماه پیشتر(2 شهریور 91): فزایش خصومت ها، نتیجه زنده شدن شعارهای انقلاب در سالهای اخیر است...برجسته شدن ارزشهاي انقلاب در گفتار و رفتار دولت ، از جمله ساده زيستي و دوري از تجمل، استكبار ستيزي و افتخار به انقلابي گري و تلاش براي ارتباط گسترده با مردم از جمله نقاط قوت دولت است كه منشأ بركات و آثار مثبتي بوده است.
قالیباف(7 فروردین 92): مهمترين نقطه ضعف دولت فاصله گرفتن از معنويت و اخلاق در حوزه مديريت جامعه است.
نتيجه : به زعم جناب شهردار ساده زيستي و دوري از تجمل، استكبار ستيزي و افتخار به انقلابي گري و تلاش براي ارتباط گسترده با مردم برابر است با فاصله گرفتن از معنويت و اخلاق در حوزه مديريت جامعه؛
____________________________________________________________________
پ ن 1 : براي شروع مجدد و خروج از رخوت خوبه ...
فاني نوشت : ان مع العسر يسرا ... فان مع العسر يسرا ...
و دلي كه تنگ است ..
براي نفس كشيدن در هوايت...
آقا .. .

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
_____________________________________________________________
فاني نوشت : خدايا.. كمك